|
عربی 2 پیش دانشگاهی رشته انسانی
قواعد درس 7
‹‹النواسخ››
1- كانَ و أخواتها( أفعال ناقصه): مبتدا را مرفوع و خبر را منصوب مي كنند كه مبتدا را ‹‹اسم افعال ناقصه›› و خبر را‹‹خبر افعال ناقصه››مي نامند.
مشهورترين أفعال ناقصه عبارتند از:
كانَ- أصبَحَ –صارَ – ليسَ –ظلَّ –أمسَي – أضحَي – مازالَ – مادامَ - ما برحَ- ما إنفكَّ – باتَ
مثال: ‹‹ ليسَ الكذّابُ محبوباً عند النّاسِ ››
فعل ناقصه اسم ليس مرفوع خبر ليس منصوب
* اسم افعال ناقصه مانند ‹‹فاعل›› در سه حالت ( اسم ظاهر - ضمير بارز و ضمير مستتر ) مي آيد.
*خبر افعال ناقصه مانند ‹‹خبر›› به سه صورت ( مفرد - جمله و شبه جمله ) مي آيد.
2- كادَ و أخواتها( أفعال مقاربه): مبتدا را مرفوع و خبر را محلاً منصوب مي كنند( چون خبر أفعال مقاربه حتماً بايد فعل مضارع باشد.) كه مبتدا را ‹‹اسم افعال مقاربه›› و خبر را‹‹خبر افعال مقاربه ››مي نامند.
أفعال مقاربه سه دسته اند كه عبارتند از :
الف= أفعال قرب ( كادَ – كَرُبَ- أوشَكَ )
ب= أفعال رجاء( عسَي -حَرَي - إخلولَقَ)
ج= أفعال شروع( جَعَلَ - أخذَ - شَرَعَ - بَدأَ و...)
*اين أفعال اغلب جامد هستند و از آنها فعل مضارع ساخته نمي شود.( به جز كادَ و أوشَكَ)
مثال: ‹‹ كادَ الفقرُ أن يكونَ كفراً ››
فعل مقاربه اسم كاد مرفوع خبركاد محلاً منصوب
إنَّ و أخواتها( حروف مشبّهةٌ بالفعلِ): مبتدا رامنصوب و خبر را مرفوع مي كنند كه مبتدا را ‹‹اسم حروف مشبّهةٌ بالفعلِ ›› و خبر را‹‹خبر حروف مشبّهةٌ بالفعلِ ››مي نامند.
حروف مشبّهةٌ بالفعلِ عبارتند از:‹‹ أنَّ - إنَّ - لكنَّ –ليتَ- لعلَّ -كأنَّ ››
مثال: ‹‹ كأنَّ السرابَ ماءٌ ››
حرف مشبّهةٌ بالفعلِ اسم كأنَّ منصوب خبركأنَّ مرفوع
اگر پس از حروف مشبّهةٌ بالفعلِ ‹‹ما›› ي كافّه بيايد اين حروف ديگر عمل نمي كنند.
خبر حروف مشبّهةٌ بالفعلِ وجوباً بر اسم آن مقدم مي شود زماني كه خبر شبه جمله ( ظرف يا جار و مجرور) واسم نكره باشدمانند:
‹‹ إنَ في الصَّفِّ تلميذاً›› ‹‹ إنّ معَ العسرِ يسراً››
خبر مقدم انَّ اسم مؤخرإن خبر مقدم انَّ اسم مؤخرإن
* همزه ‹‹إن›› در موارد زير وجوبا كسره است:
الف- ابتداي جمله مانند: ‹‹ إنَّكَ لا تجني من الشّوكِ العنبَ››
ب- بعد از ‹‹قال›› ومشتقات آن مانند: ‹‹ قال إنَّه متخلقٌ بالفضائل الأخلاقيّةِ››
* اسم حروف مشبّهةٌ بالفعلِ در دو حالت ( اسم ظاهرو ضمير بارز ) مي آيد.
*خبر حروف مشبّهةٌ بالفعلِ مانند ‹‹خبر›› به سه صورت ( مفرد - جمله و شبه جمله ) مي آيد.
4- لاي نفي جنس: مبتدا را مبني بر فتح و محلاًمنصوب و خبر را مرفوع مي كند كه مبتدا را ‹‹اسم لاي نفي جنس ›› و خبر را‹‹خبر لاي نفي جنس ››مي نامند. به شرط اينكه:
- اسم و خبر لاي نفي جنس هر دو بايد نكره باشند.
- خبر آن بر اسمش مقدم نشود.
مثال: ‹‹ لا جهلَ أضرُّ من العُجبِ ››
لاي نفي جنس اسم لاي نفي جنس خبر لاي نفي جنس مرفوع
مبني بر فتح محلاً منصوب
***
قواعد درس 8
‹‹المفاعيل››
مفعول به: اسمی است منصوب که پس از فعل متعدی می آید و عملی از فعل بر روی آن واقع می شود.
عوامل نصب مفعول به:
فعل مانند: « کتبَ علیٌّ الدرسَ»
اسم مشتق : « أُحِبُّ الذّاکرین اللهَ»
مصدر : « أحترمه بِحبِّهِ اهلَ البیتِ»
عامل نصب مفعول به در «تحذیر »و « اغراء» حذف می شود.
تحذیر: بر حذر کردن مخاطب از انجام کاری ناپسند، و به سه صورت زیر می آید:
«إیّاک و الکذبَ»«نفسَکَ و الکذبَ»« الکذبَ الکذبَ»
م به محلا منصوب معطوف م به ا منصوب معطوف م به منصوب تاکیدلفظی
إغراء:تشویق مخاطب برای انجام کار پسندیده، و به سه صورت زیر می آید:
« الکرمَ» « الاجتهادَ الاجتهادَ» «الصدق و کرمَ الخلقِ»
م به برای فعل محذوف م به ا منصوب تاکیدلفظی م به منصوب معطوف
مفعول مطلق: مصدری است منصوب ، وهم جنس یا هم معنی با فعل جمله.
أقسام مفعول مطلق:
: برای تأکید فعل « نزَّلَ اللهُ القرآنَ تنزیلاً»
نوعی یا بیانی: نوع و نحوه ی انجام فعل را بیان می کند« یعیشُ البخیلُ عیشَ الفقراءِ»
عددی: تعداد و دفعات انجام فعل را بیان می کند.« دَقَّ البابَ دقَّتین»
گاهی م مطلق بدون فعل می آید. « شکراً ، حمداً ، سبحانَ الله و...»
گاهی صفت جانشین م مطلق می شود و خود م مطلق در جمله ذکر نمی شود« إحترمنی کثیرا»
مفعول فیه یا ظرف: اسمی است منصوب که زمان و مکان وقوع فعل را بیان می کندو متضمن معنی «فی»می باشد.مانند: « صلَّیتُ یومَ الجمعةِ»
مفعول له یا لاجله: مصدری است قلبی و منصوب که علت وقوع فعل را بیان می کند ومعمولا در جواب «لماذا» می آید.« إجتهدتُ رغبةً فی العلمِ»
اگر یکی از شروط « مصدر قلبی- علت وقوع فعل»موجود نباشد واجب است مصدر بوسیله ی حرف جر مجرور شود. مانند: «جئتُ لِلکتابةِ»
- ظروف محدود مثل ( الدار –المدرسة-البلدو...) غالباً به وسيله ي ‹‹في›› مجرور مي شود مانند: ‹‹ جلستُ في الصفِّ››
***
قواعد درس 9
‹‹حال ››
حال : كلمه اي است منصوب كه حالت فاعل يا مفعول ويا نظاير آنها را به هنگام انجام فعل نشان مي دهد. و خود فاعل يا مفعول را ‹‹ ذو الحال ›› مي نامند.
انواع حال:
1- مفرد مانند: ‹‹ ذهبَ عليٌّ إلي المدرسةِ ماشياً ››
2- جمله( اسميه و فعليه) مانند: ‹‹ جاءَ التّلاميذُ و هم نشيطون›› ‹‹ جاؤوا أباهم عشاءً يبكونَ››
3- شبه جمله ( ظرف يا جار و مجرور)مانند: ‹‹ رأيتُ الهلالَ بين السحابِ››
‹‹ جاءَ التّلاميذُ و في ايديهم كُتبُهم››
ملاحظات:
- حال مفرد نكره است و ذو الحال معرفه.
-حال مفرد معمولا نكره ومشتق است و از نظر عدد و جنس با ذو الحال مطابقت مي كند.
- حال جمله بايد داراي ضمير يا ‹واو›› ي باشد كه جمله را به ذو الحال ربط دهد.مانند:
‹‹ شاهدتُ أخي يلعبُ بالكرةِ››‹‹ هجمنا علي العدوِّ و لم يطلع الفجر››
ضمير مستترهو
- حال ممكن است مثل خبر متعدد باشد مانند:‹‹ فَرجع موسي إلي قومه غضبانَ أسفاً››
‹‹تمييز››
تمييز: اسم نكره و منصوبي است كه براي رفع ابهام از اسم ذات يا جمله اي آورده مي شود.
أقسام تمييز:
1- تمييز ذات يا مفرد كه پس از كلمات زير مي آيد:
الف= أسماء اوزان مانند: ‹‹ إشتريتُ منّاً بصلاً ››
ب= أسماءمساحت مانند: ‹‹ بِعتُ مترينِ قُماشاً ››
ج= أسماءمقدار مانند: ‹‹ شَرِبتُ كأساً لبناً ››
د= أسماءعدد مانند: ‹‹ رأيتُ أحدَ عشرَ كوكباً ››
* تمييز وزن / مقدارو مساحت ممكن است با اضافه ويا حرف جر مجرور شود مانند:
‹‹ شربتُ كوباً من لبنٍ››
* تمييز عدد يا جمع و مجرور است ( از 3تا10)يا مفرد ومنصوب(از 11تا99) يا مفرد و مجرور( در اعداد صد =هزار و فروعات آن)
2-تمييز نسبت يا جمله مانند:
‹‹ هو أفضلُ منكَ ادباً››
*در تمييز نسبت يا جمله معمولا مفهوم جمله مبهم ونا معلوم است و با آمدن تمييز اين ابهام رفع مي شود.
* تمييز نسبت يا جمله هميشه منصوب است مانند: ‹‹ الانسانُ أعظمُ شرفاً من الحيوانِ››
3- تمييز ‹‹كم››كه بر دو نوع است:
الف = ‹‹كم›› إستفهاميه كه تمييز آن هميشه مفرد ومنصوب است مانند : ‹‹ كم رجلاً جاؤوا؟››
ب= ‹‹كم›› خبريه( به معني چه بسيار) كه تمييز آن غالبا مفرد مجرور( گاهي جمع و مجرور) يا مجرور به ‹‹مِن››مي آيد مانند : ‹‹ كم عالمٍ رأيتُ›› ‹‹ كم من كتابٍ ملكتُ››
تمييز ‹‹كأيِّن›› از نظر معني مانند كم خبري است تمييز آن مفرد و هميشه مجرور به ‹‹مِن›› است مانند:‹‹ كأيِّن من كتابٍ قرأتُ››
قواعد درس 10
‹‹ الإستثناء››
استثناء: عبارت است از خارج كردن كسي يا چيزي از يك حكم كلي.
مهمترين ادوات استثناء عبارتند از : «إلّا –غير- سوي-ماخلا- ما عداو..››
مانند: « حضر المعلمون إلّا عليّاً››
مستثني منه ادات مستثني
اقسام مستثني:
1- مستثني متصل: ( مستثني ازجنس مستثني منه است) و إعرابش غالبامنصوب مي باشدمانند: « جاءت النساءُ إلّا فاطمةَ››
2- مستثني منفصل: (مستثني ازجنس مستثني منه نيست) و إعرابش هميشه منصوب مي باشدمانند:« جاء المُسافرونَ إلّا أمتعتَهم››
3- مستثني مفرّغ : (مستثني منه در آن ذكر نشده باشد)مانند:
« ماجاءَ إلّاأبوكَ››
-إعراب مستثني مفرغ متناسب با نقشي است كه در جمله دارد( به عبارت ديگر إعراب مستثني منه محذوف را در بر مي گيرد )
ملاحظه:
*إعراب ‹‹سوي و غير›› همانند إعراب اسمي اشت كه بعداز ‹‹إلّا›› واقع مي شود. مانند:
‹‹ما نَجَحَ غيرُ المُجتهدِ›› ‹‹ نَجَحَ الطلابُ غيرَ الكسلانِ››
‹‹المنادي››
منادي: اسمي است كه پس از حرف ندا واقع مي شود. مانند: يا اللهُ
مهمترين حروف ندا عبارتند از: ‹‹ يا - أيا- هَيا- أي و أ››
أقسام منادي:
1-مفرد : كه خود شامل
الف- منادي علم: ( إعرابش مبني بر ضمّ محلاً منصوب ) مانند ‹‹ يا عليُّ؛ يا محمدُ››
ب- منادي نكره مقصوده: ( إعرابش مبني بر ضمّ محلاً منصوب ) مانند ‹‹ يارجلُ؛ يا مؤمنُ››
ج-- منادي نكره غيرمقصوده: ( إعرابش منصوب ) مانند ‹‹ يارجلاً خُذ بِيَدي›› ( در كتب درسي اشاره اي به آن نشده است)
2-مضاف: (كه إعرابش منصوب است ) مانند ‹‹ يا عبدَ اللهِ››
3- نوع ديگري از منادي وجود دارد كه به آن منادي شبه مضاف مي گويندوآن اسمي است كه به ما بعد خود تعلق دارد. مانند: ‹‹ يا راغباً في العلمِ›› ‹‹ يا جميلاً فعلُهُ››
* گاهي در منادي مضاف به ‹‹ي›› متكلم ضمير ‹‹ي›› حذف مي شود و حركت ماقبل آن ‹‹كسره ›› مي ماند. مثل: ‹‹يا ربِّ›› در اصل يا ربِّي بوده است.
* براي منادي قرار دادن اسمهاي داراي ‹‹ال›› بعد از ‹‹يا›› از كلمات ‹‹ أيُّها›› براي مذكّر و ‹‹ أيَّتُُها›› براي مؤنث استفاده مي شود كه در اين صورت ‹‹أيُّ يا أيَّةُ›› منادي نكره مقصوده مبني بر ضمّ محلاً منصوب و ‹‹ها›› حرف تنبيه و اسم داراي ‹‹ال›› اگر جامد باشد ‹‹ عطف بيان ››و اگر مشتق باشد ‹‹ صفت›› است.
مانند: ‹‹ يا أيُّها المؤمنونَ›› ‹‹ يا أيَّتُها المرأةُ››
صفت و مرفوع عطف بيان و مرفوع
· در ‹‹ اللهمَّ›› كلمه ‹‹اللهُ›› منادي علم مبني بر ضم محلاً منصوب و ‹‹مّ›› عوض از حرف ندا است.
قواعد درس 11
‹‹المضاعف و المهموز››
مضاعف : فعلي است كه در اولين صيغه ي ماضي مجرد داراي دو حرف از يك جنس باشد. مانند:‹‹مدَّ››
ادغام فعلهاي مضاعف به شرح زير مي باشد:
1 فعل ماضي:از صيغه ي 1تا5 ادغام ودر بقيه صيغه ها فك ادغام
2- فعل مضارع:در 12 صيغه ادغام ؛ ولي در صيغه هاي6و12 ( جمع مؤنث) فك ادغام
3- فعل أمر:در صيغه ي اول هر دو وجه ادغام وفك آن جايز است و در جمع مؤنث فك ادغام در بقيه صيغه ها ادغام مي شود.
در صيغ مفرد مضارع مجزوم و امر هر دو وجه ادغام وفك آن جايز است مانند:
‹‹ لَم يَسُرَّ يا لَم يَسُرُر - مُدَّ يا أُمدُد››
مهموز: فعلي است كه در اولين صيغه ي ماضي آن ‹‹همزه›› وجود داشته باشد. مانند:‹‹ أمرَ- سألَ -قرأَ››
فعل مهموز تقريبا مانند فعل سالم صرف مي شود جز در مواردي كه دو همزه در كنار هم قرار گيرند كه در اين صورت از سه حالت خارج نيست:
الف- اگر اولي مفتوح باشد دومي به الف قلب مي شود مانند:‹‹أَأكُلُ= آكُلُ››
ب- - اگر اولي ضمّه داشته باشد دومي به‹‹و›› قلب مي شودمانند: ‹‹ أُأتِيَ= أُوتِيَ››
ج-- اگر اولي كسره داشته باشد دومي به‹‹ي›› قلب مي شودمانند: ‹‹ إِءمان = إِيمان››
قواعد درس 12
‹‹ أساليب جمله››
1-جمله خبريه: براي رساندن خبر مورد استفاده قرار مي گيرد و شامل دو نوع ‹‹ إسميه و فعليه ›› است مانند: ‹‹ جاء الطلابُ›› ‹‹ الطلابُ جاءوا››
2-جمله إستفهاميه: : براي سؤال كردن از شخص يا چيزي مورد استفاده قرار مي گيردو غالبا با ادوات إستفهام شروع مي شود مانند: ‹‹ كيفَ حالُكَ؟›› ‹‹ متي تأتي؟››
3-جمله طلبيه: با فعل طلب ( أمر –نهي و...) شروع مي شود مانند: ‹‹ أُطلُب العلمَ و لا تكسل››
4-جمله نداء: كه غالبا با ادات ندا همراه است مانند: ‹‹ يا مَن اسمُهُ دواء››
5-جمله إستغاثه: نوعي ندا است كه بوسيله آن كمك خواسته مي شود. و اركان آن عبارتند از :
حرف ندا‹‹ يا›› + المستغاث يا ا لمستغاث به ( كه با ‹‹لام›› مفتوحه مي آيد)+ا لمستغاث لَه( كه با ‹‹لام›› مكسوره مي آيد)مانند: ‹‹ يا لَلمسلمينَ لِلمظلومينَ›› ( اي مسلمانان به فرياد ستمديدگان برسيد)
6-جمله نُدبه: نداي انساني است كه دچار مصيبتي شده و مردم را به ياري مي خواند. ندبه با ادات ‹‹ يا - وا ›› مي آيد مانند: ‹‹ وا حُسيناه – يا حسرتا››
7-جمله تعجّب: داراي 4 صيغه است :
الف- ‹‹ ما أفعَلَ›› مانند: ‹‹ ما أجمَلَ الربيعَ››
صيغه تعجّب متعجب منه( هميشه منصوب است)
ب- ‹‹ أفعِل بِ›› مانند: ‹‹ أكرِم بِكَ صديقاً››
ج- ‹‹ يا لَ›› مانند:‹‹ يا لَكَ من صديقٍ!››‹‹ يا لَها من أمٍّ حنونٍ››
د- ‹‹لِلهُ درُّ›› مانند: ‹‹ لِلهُ درُّكَ عالماً››
8-جمله مدح و ذمّ: أفعال مدح( نِعمَ و حَبَّذا) أفعال ذمّ(بِئسَ ولاَ حبَّذا)
عناصر تشكيل دهنده جمله مدح يا ذم عبارتند از:
- فعل مدح يا ذم – مدح شده يا ذم شده(فاعل) و مخصوص به مدح يا ذم
مانند: ‹‹ نِعمَ الجارُ عليٌّ›› ‹‹ بِئسَ الشيمةُ الكذبُ››
خبر مقدم مبتداي مؤخر خبر مقدم مبتداي مؤخر
* فاعل مدح يا ذم هميشه معرفه است.
* در كلمه ‹‹ حَبَّذا›› ‹‹ذا›› اسم اشاره و فاعل مدح است.
9-جمله شرط: با يكي از ادوات شرط همراه است مانند: ‹‹ إن نصبر نَظفَر››
10-جمله إغراء وتحذير: شرحشان در بحث مفعول به گذشت ( درس 8)
بر گرفته از وبلاگ :
http://arabigroup.blogfa.com/post-67.aspx
آموزشي عربي 2 پيش دانشگاهي از آقاي سيفعلي اكبري سرگروه محترم عربي منطقه خواجه آذربایجان شرقی
|